>
به بابام گفتم سوئيچ ماشينو بده ...... گفت : مي خواي جايي بري ؟ ... گفتم : بله پدر عزيزم
(ستاد مبارزه با فتنه ي پَ نَ پَ - واحد فرزند صالح)
به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟ گفتم اگه سختت ميشه تو بگيرش من نردبون و ميچرخونم
(ستاد مبارزه با فتنه ي پَ نَ پَ - واحد مرام)
... رفتم خونه سالمندان عيادت پدربزرگم،مسئول اونجا ميپرسه:شمام اومدين عيادت؟ميگم نه خونه سالمندان طلبيده اومديم زيارت
(ستاد مبارزه با فتنه ي پَ نَ پَ - واحد عتبات عاليات)
ادامه در ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: امید حسین بر
تاريخ: شنبه
10 تير
1391 ساعت: 16:37